مير محمد باقر بن محمد استر آبادی مشهور به ميرداماد از فلاسفه و ادبا و عرفای قرن 11 هجری قمری است که در عصر صفويه می زيست . وی استاد ملاصدرای شيرازی است. ميرداماد در حالی که فقيه و فيلسوف بزرگی بوده است. در شعر نيز ذوق سرشاری داشته که در اين مجمل از ديوان او يکی از غزليات عرفانی و چند رباعی به فارسی و عربی بررسی شده است.
وی در غزليات ناب و آتشين خود، اشراق تخلص می کند.
عشق آتش در مذاقم آب حيوان است
می پرستی فارغم از کفر و ايمان کرده است
جان فدای آن کمان ابروکه از تير جفا
هر سر مو بر تنم صد نوک پيکان کرده است
ز كوي يار ميآيد نسيم باد نوروزي
ازين باد ار مددخواهي چراغ دل برافروزي
زجام گل دگر بلبل چنان مست مي لعلست
كه زد بر چرخ فيروزه صفير تخت فيروزي
بهصحرا رو كه از دامن غبار غم بيفشاني
بهگلزار آي كز بلبل غزل گفتن بياموزي
چو امكان خلود ايدل درين فيروزه ايوان نيست
مجال عيش فرصتدان بهفيروزي و بهروزي
سخن در پرده ميگويم چو گل از غنچه بيرونآي
كه بيش از پنج روزي نيست حكم مير نوروزي
مئي دارم چو جان صافي و صوفي ميكند عيبش
خدايا هيچ عاقل را مبادا بخت بد روزي
پيش از آنكه بهشرح فال اين ماه بپردازيم از دوستان اجازه ميخواهم اشاره مختصري داشته باشم بر آمدن بهار و نوروز در ادبيات، خصوصاً ادب عرفاني: